الشيخ محمد جواد الخراساني

25

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

مرثيهء سرور شهيدان و اظهار شگفت از بقاى كون و مكان ايكاش آسمان به زمين سرنگون شدى * كاش اى زمين ز محور خود واژگون شدى اى آفتاب كاش براى سَرِ حُسين * تا دهر بود منخسف و نيلگون شدى كاش ايفرات از ره شرم از لب حسين * يا خشك گشته يا كه تو درياى خونشدى يا للعجب حسين شدى تشنه لب شهيد * باز اين فرات جارى و گاهى فرونشدى قطب فلك ز صد ره زين بر زمين فتاد * باز اين فلك بگردش خود بىسكونشدى جسم حُسين به روى زمين زير سم اسب * يكدم نه اين زمين ز قرارش بُرون شدى كاش ايجواد يك سَرِه عالم شدى فنا * آندم كه رُوى سينهء او شمر دون شدى مرثيه در شكوه از بيدادى قوم شقاوت اثار بر سر و تن و عيال ان بزرگوار اگر حُسين نه پروردهء خدا بودى * عزيز فاطمه فرزند مصطفى بودى گرم كه بود سزاوار كشتن از چه تنش * به روى خاك و سرش زيب نيزه‌ها بودى گرم حُسين سزاوار بود كشتن او * كجا اسيرى اولاد او سزا بودى عيال او نه مگر دُودمان مصطفوى است * بدودمان نبى كى چنين روا بودى گهى ببزم شراب و گهى بمحفل عام * گهى بر اشتر عريان بشهرها بودى تن حسين به روى خاك بىنماز و كفن * كجا بكشتهء مُسلم چنين جفا بودى سر حُسين بسر نى برابر دف و نى * عَجَب كه سورهء كهفش بلب نوا بودى بپاى نيزهء او مردمان رَجّاله * چگويم نكه از آنها بر او چه‌ها بودى جواد شرح شقاوت از اين گروه لئام * فزون ز گفته بود اين چه ماجرى بودى مرثيه در بيان انكه كشتن انحضرت از روى عناد و حجود و خارج از طريقهء اسلام بود اى كشته تيغ و تير و خنجر * اى گشته جدا سرت ز پيكر